هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )

60

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )

و غارتگرترين طبقه از طوايف بلوچند . درحالىكه سرقت فردى و در خفا را دور از شان انسانى و مذموم شمرده آن را ناسپاس‌ترين و زشت‌ترين عمل مىدانند ، غارت توام با جنگ و كشتار و تهاجم و چپوى يك سرزمين و جامعه‌اى را بخلاف آن عملى محترم و درخور شان مردان رزمنده و جنگجو مىشناسند و با پرجا بودن در اين عقيده به خود مى بالند كه از همكارى باهم در غارت يك محل ، تعداد زنان و مردان و بچه‌هائى كه اسير كرده و بهمراه آورده‌اند ، از تعداد افرادى كه كشته‌اند ، آباديهائى را كه غارت كرده و سوزانده‌اند و حيواناتى كه به علت مشكلى حمل آنها نابود نموده‌اند صحبت كنند . تاخت‌وتازهاى غيرقانونى كه بموجب فرمان رؤسا و تصميم دسته‌جمعى همراه با غارت مردم باشد در اينجا ( چپو ) ناميده مىشود . اين حملات تقريبا هميشه زير نظر مستقيم و به فرمان روساى طوايف انجام مىگيرد و براى ايشان و طايفه مهاجم منبع مهم درآمد و عايدى محسوب ميگردد . معمولا غارتگران بر شتران سوار شده ، برحسب مسافتى كه بايد بروند غذائى مشتمل بر خرما و كشك و نان بعنوان ذخيره برمىدارند و اغلب چون بايد از صحارى بى آب بگذرند مقدارى آب در مشگهاى چرمى كوچك بهمراه مىبرند . وقتى تمام وسايل و تجهيزات آماده شد حركت مىكنند و تا چند ميلى مقصد چپو و غارت ، يكسره و بدون توقف مىتازند . آنگاه كه به چند ميلى محل موردنظر مىرسند در جنگل و يا جائى خلوت و پناه متوقف ميشوند تا مردان و شتران مدتى استراحت كرده تجديد قوا نمايند . با نزديك شدن شب دوباره سوار شده هم‌زمان با لحظه‌اى كه مردم آبادى در گوشه‌اى براى استراحت خزيده‌اند ، حملات سبعانه را شروع مىكنند . آنچه در مسيرشان قرار گيرد غارت مىكنند ، مساكن انسانى را منهدم كرده ميسوزانند ، مقاومين را مىكشند و يا اسير مينمايند . اين مردم در مسافرت چپو حتى براى لحظه‌اى هم شده باشد باستراحت و آرامش فكر نمىكنند ، بلكه در سرزمينى كه بايد چپو انجام گيرد و از آغاز حركت ، روزانه هشتاد تا نود ميل طى طريق مىكنند و تا جائى كه ظرفيت بار شتران تكميل گردد به اين كار ادامه مىدهند . اين مردم در هدايت و اداره اشتران خبره و ورزيده هستند و هرمرد